29لازم نيست كسى مرثيه بخواند. بقيع، خودش مرثيۀ مجسّم است!...
درب بقيع، همچون گذشته به روى زنان بسته است.
بانوان، از پشت نردهها، با زهرا عليها السلام و فاطمۀ بنت اسد و امّ البنين و دختران و همسران پيامبر درد دل مىكنند.
بگذار درها را ببندند، پنجرههاى دل كه گشوده به اين كانونهاى روشنايى است.
بگذار حايل ايجاد كنند و مانع بگذارند، دريچههاى قلب زائر، از اين خورشيدهاى خفته بر خاك، از پشت در و ديوار هم نور مىگيرند.
ساعتهايى كه درِ بقيع گشوده مىشود، گويا درِ بهشت است كه به روى زائران عاشق باز مىشود. دلهاى سوختهشان را بر مىدارند و با شتاب، خود را به حضور امام مجتبى، امام سجاد، امام باقر و امام صادق عليهم السلام مىرسانند و زيارتنامه را با باران چشمهايشان مىشويند و سلامها را با چشمهاى بارانىشان بدرقه مىكنند.
زنان از پشت نردهها، از دور، زائران پروانه صفت را بر گرد اين خورشيدها با حسرت تماشا مىكنند، سر بر ديوار بقيع مىنهند و گوشۀ مقنعههايشان را از اشك ديدگانشان متبرّك كنند.
و بقيع، همان بقيع زمان امام مجتبى عليه السلام است، يادآور تيرباران كردن جنازه و تابوت مطهّر آن امام!...