139طالبم يا مطلوب؟ محبّم يا محبوب؟ محتاجم يا غير محتاج؟ و از اين تفكر و اندوه سوختم نه بيمارم، امّا بيمار اين تفكر دارم.
آن شخص گفت دلم به زارى آن جوان سوخت.
گفتم: بيا تا تو را پيش اصحاب برم و از اين حيرت برهانم.
گفت: مرا رها كن كه در اين حيرت سرّى دارم و در اين تفكر ذوقى.
و از او در گذشتم... شب در حوالى مسجدالحرام به وظايف عبادت مشغول شدم. صباح كه نيت وداع خانه كردم ديدم از كنار حطيم، آن جوان سقيم را مرده بر دوش مىبرند.
از آن حالت از يكى از محرمان سؤال كردم، گفت: عاشقان كشتگان معشوقند برنيايد ز كشتگان آواز