122داشتن به رحمت خداست. هربار، نمىدانى تو را پذيرفته يا نه؟ گناهت را بخشوده يا نه؟ با رفت و آمد، ميان صفا و مروه، نَوَسان دو كفۀ ترازو را در نظر آر، كه بايد بالا و پايين شوند تا برابر گردند.
«صفا» چون كفۀ «حسنات» است و «مروه» همچون كفۀ «سيّئات». و اين هفتبار، رفت و برگشتى ميان غفران و عذاب و نوسانى ميان حسنات و سيّئات است. تا چگونه حساب، صاف شود و بيم و اميد، يكسان گردد.
در وادى عرفان و شعور در «عرفات» گروههايى را مىبينى، در هم فشرده و انبوه در رفت و آمدند.
صداها بلند است. لهجهها و زبانها متفاوت است. هر گروهى، درپى راهنماى خويش، در رفت و آمد و انجام اعمالند. اين صحنه، يادآور قيامت كبرى است. در محشر نيز، امّتها، گروهها، دسته دسته برانگيخته مىشوند. امّتها درپى پيامبران و رهبران خويشاند. هرگروهى با پيامبر خودشان مىآيند و اميد به شفاعتش دارند.
باز هم، صحنۀ حيرانى است، كه قبول شدهاند يا ردّ؟ با اين وصف، با گريه و تضرّع، با ناله و نياز، بكوش كه خود را در جمع بخشوده شدگان وارد كنى. در اين صحرا، انسانهاىِ شريف، اولياء الله، دلهاى پاك، نيتهاى خالص، چشمهاى