72قلبش مايل به شنيدن دعوت خداوند مىگردد. چه، همانا مقصود از تلبيه اعلام حضور است بر وجه خدمتگزارى حضرت پروردگار جل شأنه.
آرى همانا تلبيه كلمهاى است بسيار بلند كه حجكننده آن را تكرار مىكند تا مقامى را كه جز اندكى از مردم به آن نمىرسند به دست آورد، و آن پيروزى با ارزش و بهرۀ گرانبهايى است كه جز كسانى كه سزاوار آن هستند كس ديگر به آن دست نمىيابد، و آن حقيقت فرمانبردارى از خداوند متعال و جوهر بندگى در درگاه اوست و همانا از مهمترين امور و گرانبهاترين آنها ايجاد روحيهاى است قوى و بلند مرتبه و پاكيزه در باطن شخص كه آراسته به آن گوهر و حقيقت باشد.
در پيدايش آن چارهاى جز اصرار محرم براين تلبيه به تمرين و تكرار و تاييد آن با بلندكردن و آشكار نمودن صدا نيست، چه همانا سبب ارتعاشاتى كه در هوا در پى صدا توليد مىشود و داخل در مجراى گوش شده و پرده صماخ را مرتعش و لرزان مىنمايد، بسا كه وجود لفظى آن در قواى خياليه منعكس گشته و به واسطۀ آن قلب نيرومند مىگردد، و خواهان انديشهاى مىشود كه قوۀ عاقله و فرماندۀ قلب را متأثر مىكند، و روحيۀ تازهاى براى فرمانبردارى و بندگى حاصل خواهد گشت.
از ازدى منقول است كه درحديثى گفته: با او «يعنى با امام صادق عليه السلام » سالى حج بجا آوردم، پس چون مركب سوارى آن