65چگونه اين ادبى را كه تا اعماق قلب و اعصاب اثر مىگذارد فراموش خواهد كرد، آنكه در تمام مدت عمرش همه نوع خواستههاى نفسانى و بازيگرىها را مرتكب شده و از همه چيز غافل بوده، و در كارها و عمليات خود به هر نحوى كه خواسته عمل نموده، و سپس به اختيار خود چنان گشته كه همۀ امتيازات از او گرفته شده، و در مدتى از زمان سر و پاى برهنه آشكارا در انظار مردم نمايان مىشود، و از تمايلات خود و از آنچه بخواهد بايد پرهيز كند و از هر چه بر آن عادت كرده ممنوع گشته، به نحوى كه توانايى اين كه درختى را قطع كند يا گياهى را بچيند نخواهد داشت، و ناچار اين ادب الهى او را به داشتن عدل و داد و مهربانى مىكشاند و مىبيند كه بيرون رفتن از حدود راستى شايستۀ انسان نيست، و در آن يك نوع سياست و تنبيهى است نسبت به آنچه گذشته از طغيان او و آنچه به وجود او عارض گرديده از بازىگرىها و تظاهراتى كه خواهان بوده است.