64ميقاتهاى 1 مقرّر تا رسيدن به خانۀ محترم خداوندى و انجام دادن عبادت را كه عمره است يا حج، و مداومت در اين مدت اگر چه زمانى كوتاه باشد، آن عادات زشت حيوانى را از روان او خارج مىكند، و از اين تربيت پروردگارى و رياضتهاى روحى كه در طول عمر و مدت زندگانى خود فراموش نخواهد كرد متأثر مىشود، و خواهد دانست كه در اين دنياى فانى از لحاظ زندگى محدود و در زنجيرى از تكاليف و آداب خداوند متعال گرفتار و مقيّد است.
انسان از تحمل شدائدى كه به او مىرسد و فراموش نمىكند، سعادت و بهجت در زندگى و خوشى آن را در مواقع وسعت و راحتى مىفهمد و احساس مىكند، و كسى كه پس از گذشتن سالها از زندگانى آزاد خود كه همواره در خوشگذرانى و انواع گردن فرازى و نعمت و نازپروردگى بوده، و هميشه خود را با تنوع در لباسهاى فاخر و جامههاى با نقش و نگار آرايش مىداده، همين كه براى بستن احرام سعادت يافت و شرايط مقرّرۀ آن را بر خود هموار كرد، از همۀ آن البسه برهنه شده و بر اندام لطيفش جز چيزى كه عورت و عيب او را بپوشاند و جامۀ تن و روپوش آن شمرده شود چيز ديگرى ديده نمىشود، و اين شريفترين واقعه و پيش آمدى است كه فراموشش نخواهد كرد.