48طبيعى او مىگردد. اين اعتياد و خوى گرفتن، علاوه بر آن است كه شخص خردمند از تباهى عملش دورى مىجويد، و او را از پيدايش عيب و رخنهاى در آن نگه مىدارد، و چون روان انسانى بر دوست داشتن فضيلت و نيكى و دشمن داشتن فرومايگى و پستى سرشته شده، پس اگر هنگامى فرمان خداى را به اميد ثواب بهجاى آورد، آنرا به صدور معصيتى نابود نمىكند و از ارتكاب گناهان اجتناب مىورزد، و همين انديشه خوانندۀ او است به كنارهگيرى از معاصى و دورى جستن از گناهان، بجاآورندۀ حج را مىبينى كه در حج خود به سوى خداى تعالى بازگشت نموده، واعمال حج را تمام نمىكند مگر اينكه اعتقاد كامل به آمرزش خداوند متعال و بزرگوارى او به محو گناهانش از نامۀ اعمال خود دارد. پس زمانى كه به خانۀ خود بازگشت نمود از راه شر و تباهكارى دورى جسته و به راه فضيلت و راستى مىرود.
علاوه بر آن هرگاه بجاآورندۀ حج نفسش او را از راههاى ستمكارى و اعمال پست و ناشايسته جلوگيرى ننمايد، به سرزنش ديگران و ملامت اين و آن دچار خواهد گرديد، و همين سرزنشها خواه و ناخواه موجب برگشتن وى از گمراهى و ضلالت خواهد شد.
آدمى را در دين مبين اسلام، از فضيلت حج همين فايدۀ نيكو كافى است، و عمل حج در اسلام، روان انجام دهنده را صفا و جلا مىبخشد، و اخلاق او را پاكيزه و عقلش را كامل مىگرداند، و او را در اجتماع عضوى سودمند قرار مىدهد، بلكه براى تهذيب و پاكى