47اختصاص داده، تا اينكه خوددارى از ستم و طغيان و التزام به داد و احسان كه حجگزار ملتزم به آن بوده در او تاثير كرده و دورى جستن از ظلم و ستمگرى و طغيان و سركشى ملكه او شود. و حج براى انجامدهندۀ آن نگهدارنده و وسيلۀ توفيق است و براى نيكويى يا ستم نمودن ترازويى است مستقيم و در جلوگيرى از بدىها سدى است استوار.
آيا به آنچه كه در حال احرام - آن احرامى كه نشانۀ القا تعيّنات ظاهرى است - بايد ترك شود توجه ندارى؟ مانند ترك ستم و دشمنى و ظلم بر هر موجود زنده اعم از انسان و حيوان و دل بستگى به اقسام پوشاكهاى دوخته و علائم و نشانههاى ظواهر دنيايى، و ديگر چيزها كه بازگشت آن به جدايى و پراكندگى و تكبر و ناز و خودفروشى و برترى جويى و افتخارات بىپايه تباه كننده است و با ناموس و شؤون زندگى سازگار نيست.
از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود: براى حج مبرور (مقبول) پاداشى جز بهشت نيست. پس به او عرض شد: اى رسولخدا! موجب قبولى حج چيست؟ فرمود: پاكيزگى در گفتار و اطعام طعام.
اشتغال انسان به كارى در پارهاى از اوقات گاهى عادت به آن كار مىآورد، پس اگر در پارهاى از زمان يا مكان از گناهان دورى جست - و علت گريز او ترس از عقوبت سخت بود - آن دورى از گناه عادت او مىشود و به آن انس و الفت گرفته و جزء صفات