111برادر ديگر گفت: ] من چه گناهى دارم؟ زيرا [ خدا، تنها از پرهيزگاران مىپذيرد.» 1
كسى كه كتب تاريخ را درباره گذشتگان ديده باشد بر او روشن و ظاهر است كه كشتار و عمل قربانى در پيشگاه بتها و بتكدهها در كشورهاى هند و روم و يونان مرسوم و عبادتى با اهميت بوده و در همۀ امتهاى مختلف انجام مىگرفته است.
همۀ پيامبران بنى اسرائيل چنانكه در تورات نوشته شده عمل قربانى را عبادت مىدانستند و به وسيلۀ آن خواستار تقرب مىگشتند، تا اينكه حضرت عيسى عليه السلام به پيغمبرى مبعوث گشت و عمل قربانى نيز در شريعت او معمول بود و او احكام تورات را چنانكه در اناجيل چهارگانه است امضا و برقرار داشته، و علاوه در آن چهار انجيل، اوامر مسيح عليه السلام به لفظ صريح در اين خصوص هست و آن هنگامى است كه بيماران و دارندگان درد و حاجت را امر مىفرمود كه بر حسب فرمان پروردگار قربانىها رابه عنوان فداى از خود تقديم معبد و كليسا نمايند و اين بهترين تقرير و امضا است احكام تورات را.
وليكن پس از او كسانى كه دين خدا را به بازى و هوسهاى نفسانى گرفتند جانشين او شدند و گفتند حضرت مسيح با تسليم خود به كشته شدن، حكم قربانىها را منسوخ گردانيده و در اين