68دعوت قبلى رهسپار اين مجمّع - كه در بيرون مدينه تأسيس شده بود - رفتيم. اين بار نيز مانند ديدار قبلى مذاكرات ما با عبدالرحمن بن عبداللّٰه بن عقيل، مدير عامل اين مجمّع درگرفت.
در اين روز دو تن از رجال دينى - سياسىِ اردن نيز حضور داشتند.
عبدالرحمن با چهرهاى حق به جانب، انتقادات خود را با خردهگيرى از انقلاب اسلامى بدين نحو آغاز كرد كه چرا بايد دو كشور مسلمان با هم جنگ كنند و اين كار مرضىّ خدا و رسول نيست؟ به او پاسخ داديم كه شما از تودۀ مردم و عامى نيستيد و مىدانيد كه ما اين جنگ را آغاز نكرديم؛ بلكه اين صدام بود كه بابهانه هاى بىاساس به ايران يورش آورد و به حريم مملكت ما در حد وسيعى تجاوز نموده و عرصۀ گستردهاى از آنرا اشغال كرد. گناه ما اين بود كه در مقام حمايت از اسلام و قرآن، انقلاب كرديم، و چون خواستيم از حيثيتِ قرآن صيانت كنيم، صدام بازيچۀ دست آمريكا قرار گرفت و به مملكتى كه مىخواست با حكومت قرآن سروسامان يابد تجاوز كرد. به عبدالرحمن خاطر نشان ساختم كه بايد ببينيد چه كشورهايى به صدام در ادامۀ جنگِ با ايران كمك مىرسانند.
مگر نه اين است كشورها و يا دولتهايى كه دشمن اسلام و قرآن هستند بى دريغ به صدام كمك مالى مىكنند و سلاحهاى مخرب در اختيار او قرار مىدهند. صدام دارد با اسلام و قرآن مىجنگد نه با ايران.
آيا شما جنگ با اسلام وقرآن را تأييد مىكنيد و چون مىدانم شما فردِ مطّلعى هستيد اين حقيقت را قلباً باور داريد. پاسخ داد: قبول دارم و حتى مىگويم صدام ملعون است؛ ولى آمريكا از او حمايت مىكند و شما توان مقابله با آمريكا را نداريد علاوه بر اين جان و مال مردم و اقتصاد مسلمانان بىجهت هدر مىرود! به او پاسخ دادم قدرت آمريكا بالاتر است يا قدرت