44جوامع معاصرش در جاىجاى قرآن كريم جلب نظر مىكند و مىبينيم هرگز كمترين تزلزلى در پايدارى و پايمردى او در اين مبارزت و مجاهدت ديده نمىشود و در درون قفصِ منجنيق كه او را به فضا پرتاب مىكردند تا قعر تل عظيمى از آتش كه در ميانش افكنده شد جان و زبانش گوياى توحيد و مبلّغ بىوقفه و با شهامت براى جايگزين شدن يكتاپرستى در بسيط گيتى بود.
سرانجام، ابراهيم عليه السلام مىبايد نقاطى را براى اشاعۀ توحيد و يكتاپرستى پشت سرگذارَد تا به مكه درآيد و كانون توحيد جهانى را در اين سرزمين بنياد كند.
كوچيدن به مصر
ابراهيم عليه السلام مدّتى در «حرّان» اقامت گزيد و با دختر عمهاش ساره ازدواج كرد، اما جز حضرت لوط عليه السلام و شمارى اندك از مردم، به دعوت توحيدى او پاسخ مثبت ندادند. او به مهاجرت از اين ديار مصمم گشت.
علت آن درگيرى شديد و فرسايندهاى بود كه ميان اين اقليت خداپرست پديد آمده بود، لذا از آنها روىگردان شد:
فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَ قٰالَ إِنِّي مُهٰاجِرٌ إِلىٰ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ 1
«لوط عليه السلام [ و تنى چند] به ابراهيم در «حرّان» ايمان آوردند و گفت مسلّماً من به سوى خداوندگار كارسازم از اين ديار مىكوچم؛ چراكه او فرازمندِ شكستناپذير فرزانه است.»