26اضافه مىكردند و مىگفتند: «رجب مُضَر»؛ چراكه قبيلۀ مضر بيش از ساير عربها به اين ماه حرمت مىگذاشتند.
و ذوالقعده به خاطر فراوانى روزيهايى كه در اين ماه فراهم مىآمد، مردم از كار و كوشش دست مىكشيدند و چون بازنشستگان به قصور و دست نهادن از فعاليت روى مىآورد و يا آن كه نشست و قصور را بر قتال و نبرد ترجيح مىدادند بدان «ذوالقعده» مىگفتند.
در كتاب «شرح التقويم» آمده است: «إنّما سُمّى هذا الشّهر:
[ ذوالقعده ] بهذا الاسم؛ لأنّه زمان يحصل فيه قعود مكّة»
اما ذوالحجه، از خود عنوانِ آن پيدا است؛ چراكه به خاطر حج گزاردن مردم در اين ماه، بدين نام اختصاص يافت. ظاهراً اين ماههاى دوازدهگانه برحسبِ فصول سال ترتيب مىيافت، دليل آن مطلبى است كه در كتاب «عقد الدّرر واللآلى فى فضائل الأيام والشهور والليالى» آمده است بدين شرح:
تكلّم بعض أهل العلم على معانى أسماء الشّهور، فقال:
كانت العرب اذا رأوا السّادات تركوا العادات وحرّموا الغارات، قالوا: «المحرّم».
واذا مرضت أبدانهم وضعفت أركانهم واصفرّت ألوانهم، قالوا: «صفر».
واذا نبتت الرّياحين واخضرّت البساتين، قالوا: «ربيعين».
واذا قلّت الّثمار وبرد الهواء وانجمد الماء، قالوا:
«جماديّيْن».
واذا ماجت البحار وجرت الأنهار ورجبت الأشجار، قالوا:
«رجب».