112نقطه باز نمى گشتند؛ لذا به آنان پس از اسلام فرمان رسيد تا در ردۀ ديگران و برابر با آنها باز گردند و اين امتياز بىاساس را براى خود قائل نباشند.
بعضى از مورخان در سبب نزول آيۀ ثُمَّ أَفِيضُوا... گفتهاند: حمس و قبايل خود بين و برتر بين ياد شده در عرفات حضور به هم نمىرساندند و صرفاً در «مزدلفه» (مشعرالحرام) وقوف خود را بر گزار مى كردند، آن هم در حالى كه قبايل ديگر وظيفۀ وقوف را ايفا مىنمودند. يكى از صحابه ديد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در عرفات وقوف كرده؛ از اين امر دچار شگفتى گشت و اين جريان براى او ناخوشآيند مىنمود؛ چرا كه مىدانست آن حضرت در زمرۀ «حُمْس» به شمار مىرفت و تصور نمىكرد حضرتش با راه و رسم قبيلۀ خود در وقوف، به مخالفت برخيزد و خود را هم سطح و همرهِ قبايل ديگر، موظف به وقوف در عرفات بيند؛ لذا آيه در خطاب به چنين مردمى - كه امتيازات ساختگى و پوشالى بر انديشۀ آنان حاكم بود - فرمود:
ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ النّٰاسُ... مبنى بر اينكه چنين جايگاههايى چنان تفاوتهاى بىبنياد را از ميان برمىدارد؛ چنان كه بناى همۀ امتيازات طبقاتى و جز آنها را درهم فرو مىريزد و تشخّصها را در اختيار برابرى و مساوات قرار مى دهد. از آن پس تمام قبائل عربى وقوف در عرفات را رعايت مىكردند. 1
تاريكى شب به هنگام وقوفِ در مشعر، همۀ امتيازات بىاساس را زير پردۀ خود پنهان مىسازد و مبارزۀ با اختلاف طبقاتى و نژادى و قبيلهاى را پوچ و عارى از واقعيت اعلام كرده و واقفان در عرفات را در