111
حَيْثُ أَفٰاضَ النّٰاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ. 1
«و چون از عرفات باز گرديد، خداى را در مشعر الحرام ياد كنيد. او را ياد كنيد چنانكه شما را راه راست نمود، و پيش از آن شما تحقيقاً به گمراهى دچار آمده بوديد؛ بنا بر اين از همان راهى كه مردم باز مى گردند شما باز گرديد و از خدا آمرزش را در خواست كنيد كه خداوند آمرزنده و بخشايشگر است.»
ميبدى ذيل تفسير آيۀ ثُمَّ أَفِيضُوا... آورده است:
«قريش را مى گويد كه ايشان در افاضت از عرفات، راهى ديگر مى گزيدند كه ما خاصّه اهل شهريم و سكّان حرم و بر زنان خانه؛ نه با ديگران همراه باشيم. و از مشعر الحرام، راه بگشتند، ايشان را از آن باز زد؛ آنگه ايشان را فرمود - كه با اين مخالفت كه كرديد در افاضت - از خداى آمرزش خواهيد كه وى آمرزگار و بخشاينده است». 2
براى آن كه گزارش مبسوط ترى را ارائه كنيم ياد آور مى شويم:
در دوران جاهليت، قريش و كنانه و جديله و تابعان آنها، خود را با عنوان «حُمْس» - كه جمع أحمس و حمساء است - از ساير قبايل ممتاز وانمود مىساختند «و مىپنداشتند چون در دين و آيين خود از ديگران قوىتر و استوارترند و يا آن كه به حمساء؛ يعنى كعبه پناه مى آورند» با چنين عنوان؛ يعنى «حمس» مى خواستند برترى خود را بر ديگر قبايل اظهار كنند. آنها مآلاً براى خود امتيازاتى قائل بودند كه از جملۀ آنها اين بود كه همگام و همراه با قبائل ديگر در عرفات وقوف نمىكردند و از اين