86الخازن در تفسير خود نوشته است: 1 در اين بخش از آيه، خداى بزرگ پس از نهى از كارهاىِ زشت و ناپسند، انسانها را به كار خير تشويق كرده و حتى افزوده است: مؤمن بايد بداند كه خدا از انجام كار نيك او آگاه است. نكتۀ مهم اين كه: قرآن اگر مىخواست مقابل هركار زشت، چيز خوبى بگويد، لازم بود كه در برابر «رفث» مثلاً كلام حَسَن و در برابر «فسوق» بِرّ و تقوا و در مقابل جدال و مِراء، از وفاق و اخلاقِ جميله سخنبگويد ولى يك كلمه گفته است كه بيانگر همۀ خوبىهاست و همۀ محاسن را در برمىگيرد و آن كلمۀ «خير» است ...وَ مٰا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ... 2 و در پايان آيه گفته شده است: ...وَ اتَّقُونِ يٰا أُولِي الْأَلْبٰابِ؛ 3يعنى اى صاحبان خرد، خداترس شويد و از بيم عذاب من بترسيد و به قول ملاّ محسن فيض، 4 اقتضاى لُبّ، خشيت و ترس از خداست و دنبال تقوا «واتَّقون» آمده است؛ زيرا هدف اصلى، خداترسى و اطاعتِ از دستورات خدايى است.