61
نظريۀ زجّاج و جَصّاص در بارۀ كلمۀ «هِلال» و مشتقات آن
زجّاج از كلمۀ «هِلال» و مشتقات آن به تفصيل بحث كرده و گفته است: 1
«اِستهلّ الصّبيّ، اذا بكى حين يولد او صٰاحَ»
و نيز در عربى گفته مىشود:
«أهَلّ القوم بالحجّ و العمرة، أى رفعوا أصواتهم بالتّلبية».
به ماه نو، «هِلال» گويند؛ زيرا وقتى كه ديده مىشد، مردم صداى خود را بلند مىكردند؛ (وَاِنّما قيل له هِلال لاَنَّهُ حين ترىٰ يَهلّ الناس بذكره)
و مىگويند: «اُهِلّ الهلال» - به صيغۀ مجهول - وَ اسْتُهِلّ و نمىگويند:
اهلّ - به صيغۀ معلوم - و چون مىگويند: «اَهْلَلْنا؛ أى رأينا الهلال». «و أهللنا شهر كذا و كذا: اذا دخلنا فيه».
زجاج مىافزايد: 2 شهر ( \ ماه) را براى شهرت و آشكار بودنش، شهر گويند و هِلال را از آن جهت هِلال گويند كه با ديدنش مردم صداىِ خود را بلند كنند.
البته در اين كه ماه را در دو شب هِلال گويند يا در سه شب،