80حضرت امام رحمه الله به جاى آن كه دستشان را جلو بياورند،صورت مباركشان را جلو آوردند و معانقه كردند و در حالى كه از شدت هيجان و شوق مىلرزيدم،و سر از پا نمىشناختم،صورت خود را به صورت منور امام يافتم و امام شروع كردند به خواندن آيه مباركه: «إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرٰادُّكَ إِلىٰ مَعٰادٍ فَاللّٰهُ خَيْرٌ حٰافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرّٰاحِمِينَ »و بازهم دعا كردند.در حالى كه دستشان را مىبوسيدم،با تفقد و مهربانى و در عين حال قاطعانه فرمودند:شما در اعمالتان احتياط نكنيد.جالب اين كه اين جمله گويى يك امر تكوينى بود كه در طول سفر و مناسك حج در گوشم طنين انداز بود،آنچه را غير ممكن مىپنداشتم،ممكن بلكه محقق كرد و به طور كلى وسواس برطرف شد. 1
نماز طواف
نويسندۀ كتاب«فضيلتهاى فراموش شده»دربارۀ پدرش (آخوند ملا عباس ترتبى) مىنويسد:در سال 1306 ه.ش پدرم عازم مكۀ معظمه گرديد،چون معلوم نبود كه گذرنامه خواهند داد يا نه،بعضى مىگفتند قاچاق مىرويم.
مرحوم حاج آخوند گفت:من چنين كارى نمىكنم با آن كه بىنهايت اشتياق زيارت مكه را دارم،ولى بر خلاف معمول و قانون حاضر نيستم.
او در همۀ كارها همين طور برد؛مثلاً،در زمانى كه خودش به كشاورزى اشتغال داشت مالياتى مىگرفتند به نام عشريه،بعضى از مردم نمىدادند و مىگفتند دولت ظالم است،ندهيم بهتر،ولى مرحوم حاج آخوند هم