75آفتاب گرم عربستان به طور عمودى بر سرش مىتابيد درجۀ حرارت نزديك پنجاه بود.سنگهاى كف مسجد الحرام داغ و هوا فوق العاده تفتان بود؛اما او فارغ البال و آرام باز هم طواف مىكرد و در مجاورت درب كعبه صلوات مىفرستاد و دعا مىخواند.طوافش كه پايان مىيافت،وارد حجر اسماعيل مىشد،در زير ناودان طلا مىايستاد و دعاى وارده را مىخواند، پس در پشت مقام حضرت ابراهيم،به نماز طواف مىايستاد،دانههاى اشك چون گوهرى تابناك بر رخسار درخشانش جارى بود. 1
كرامات بزرگان
آيت اللّٰه حسن زادۀ آملى در بارۀ كرامات مرحوم الهى قمشهاى مىنويسد:حاجيان در راه مكه براى اقامۀ نماز توقف مىكنند.آقاى الهى قمشهاى از ماشين پياده مىشود و به گوشهاى رفته،نماز مىگزارد.در اين هنگام ماشين حركت مىكند ووى از كاروان جا مىماند.
در اين حال ماشين سوارى شيكى جلوى پايش مىايستد و رانندۀ آن مىگويد:آقاى الهى! ماشين شما رفت؟ جواب مىدهد:بلى.مىگويد:
بياييد سوار شويد.وقتى سوار مىشود،با يك چشم به هم زدن به ماشين خودشان مىرسد،فوراً پياده شده و به ماشين خود مىرود.وقتى برمىگردد،مىبيند ماشين سوارى نيست.از مسافران مىپرسد:اين ماشين سوارى كه مرا اين جا رساند،كجا رفت؟ مسافران مىگويند:آقاى الهى، ماشين سوارى كدام است؟ اين جا توى اين بيابان،ماشين سوارى پيدا نمىشود. 2