189شخص به من اشاره كرد كه به سوى او بروم.اين بار امام صادق عليه السلام اشارۀ او را ديد و به من فرمود:اى ابان! آيا با تو كار دارد؟ گفتم:آرى،فرمود:او كيست؟ گفتم:از دوستان من است.فرمود:او هم مؤمن و شيعه مىباشد؟ گفتم:آرى.فرمود:پس به سوى او برو (و خواستهاش را برآورده كن).
عرض كردم:آيا طواف را قطع كنم؟ فرمود:آرى.گفتم:آيا طواف واجب هم باشد،مىتوان آن را به جهت برآوردن حاجت مؤمنى قطع كرد و نيمه كاره رها نمود؟ فرمود:آرى.
من طواف را قطع كردم و نزد آن شخص رفتم.سپس وارد بر امام صادق عليه السلام شدم و از او خواستم حقّ مؤمن را بيان كند و آن حضرت فرمود:
آيا اگر بگويم آن را بهكار مىبندى؟ گفتم:آرى،آن گاه فرمود:مقدارى از ثروتت را با برادر دينى خود تقسيم كن.بعد به من نگاهى كرد و متوجّه تعجّبمن شد وفرمود:آيا نمىدانى كهخدا درقرآن ازايثارگرانى كه ديگران را بر خود مقدّم مىدارند،سخن گفته است؟ گفتم:بلى،فدايت شوم. 1
فتواى نادرست
امام صادق عليه السلام فرمودهاند:
به من گزارش رسيد كه مردى از ابو حنيفه پرسيد:اگر كسى حجّ فريضه را انجام داده باشد،آيا باز هم به حجّ برود بهتر است يا با هزينۀ حجّ، بردهاى را بخرد و در راه خدا آزاد كند؟ ابوحنيفه گفته است:«نه،آزاد كردن برده بهتر از حجّ است».
سپس امام صادق عليه السلام افزودند:حجّ خانۀ خدا بر آزاد كردن برده برترى دارد.حتى بر آزاد كردن دو برده و سه برده (تارسيد به ده برده).امام در