101نزد فلان مرد صراف كه در كوه صفا،دكان دارد ببر و هر چه داد بگير و بياور.من حواله را گرفتم،نزد شخص معهود رفتم.او چون آن را ديد بوسيد و گفت:چند نفر بار بر حاضر كن،من چهار نفر حاضر كردم و آن مرد صراف به اندازهاى كه آنان قدرت داشتند،ريالها را در كيسه ريخت و بار برها بردوش كشيدند و به منزل رفتيم.
يكى از روزها تصميم گرفتم نزد آن صرّاف بروم تا از احوال او جويا گردم و نيز از صاحب حواله اطلاعى حاصل كنم.امّا چون به صفا رسيدم مغازهاى نديدم و از شخصى جوياى آن صراف شدم در پاسخ گفت:
در اين مكان تاكنون چنين صرافى كه مىگويى ديده نشده است.
دانستم كه اين نيز يكى ديگر از اسرار الهى و عنايات و الطاف حضرت ولى عصر عليه السلام است. 1
صاحب معالم امام زمان عليه السلام را در عرفات زيارت كرد
صاحب درّالمنثور آورده است:از بعضى از استادان خود و غيرايشان شنيدم كه هر گاه شيخ حسن (صاحب معالم الاصول) از براى حجّ رفت،به اصحاب خود گفت:از خداى عزّوجل اميد دارم كه به زيارت جمال بىكمال حضرت صاحب العصر و الزمان عليه السلام مشرّف شوم؛زيرا كه آن حضرت هر سال به حجّ تشريف مىآورد.پس چون شيخ حسن در مناسك حج،وقوف عرفه را بهجا آورد و خواست كه در گوشۀ تنهايى به فراغ خاطر مشغول ادعيه عرفه شود،به اصحاب خود فرمود:از خيمه بيرون رويد و بر در خيمه نشسته،مشغول دعا باشيد.
در اين اثنا شخصى داخل خيمه شد كه شيخ حسن او را نمىشناخت و