45لحظه يك خدمه با چفيه قرمز و عباى خرمالويى درست با من چهره به چهره شد كه در جا ميخكوب شدم و با گفتن: عفواً به راهم ادامه دادم.
ولى از بقيه عقب ماندم. وقتى به جلوى محراب نبى صلى الله عليه و آله رسيدم، در چهار پنج مترى آن جا گرفتم. حدود 10-12 نفر جلوتر از من نشسته بودند و كيپ به كيپ، مخصوصاً كه همهشان ريزه ميزه بودند و جاى كمترى مىگرفتند.
لذا مسيرم را كج كردم كه خودم را به ستون توبه برسانم تا به آن جا رسيدم، آن جا هم پر شد. ناچار، به توقف در بين ستون توبه و ستون عايشه رضايت دادم. قسمت همين است ديگر چه بايد كرد؟
تفاوت در حركات
و اما تفاوتها، تفاوتهايى در رفتار و كردار و حركات زائرين مىديدم از جمله:
اغلب زائرين غير ايرانى موقع نماز جوراب به پا ندارند. ولى ايرانىها برعكس اغلبشان جوراب دارند.
- در بين ايرانىها كسى را نديدم كه پاهايش كپره بسته و سياه و كثيف باشد. ولى واى از بوى بد! در اين چند روز چند نفر پايشان بدجورى بو مىداد و من واقعاً خجالت مىكشيدم.
- برخى موقع نماز دستهاىشان را روى ناف مىگذاشتند.
- برخى موقع نماز دستهاىشان را روى سينه مىگذاشتند.
- برخى موقع نماز با هر دست ساعد دست ديگر را مىگرفتند.
- برخى موقع نماز سورهى حمد را نمىخواندند و فقط كارشان ركوع، سجود و آمين گفتن موقع ولَا الضّالّين بود.
- برخى موقع خم و راست شدن جملاتى مانند استَغفِرُاللّٰه و يا