211حاجآقا در طبقه دوم مشغول كار و مطالعه بود. پس از سلام و روبوسى روبهروى حاجآقا نشستم. ايشان روى يك تشكچهى كوچك نشسته و به رختخوابش به عنوان پشتى تكيه داده بود. گفتم:
- خوب، حاج آقا! بفرماييد از كجا شروع كنيم؟
- از هر جا كه مىخواهيد شروع كن.
- قبل از بحث موضوع حج بفرماييد: اين نحوۀ نشستن شما روى تشك، آيا حكمتى دارد؟
- نه، چه حكمتى، مگر من چه طورى نشستهام؟
- شما پشت هر پايت را روى زانوى پاى ديگر گذاشتهاى، اين نوع نشستن را در كلاسهاى يوگا به هنرجويان ياد مىدهند. خودم حدود 10 سال قبل خيلى تلاش كردم كه اين نوع نشستن را ياد بگيرم، نشد. اگر اشتباه نكنم، به اين نوع نشستن، لوتوس مىگويند.
- من از اول عادت كردهام. به علاوه، اين طورى كه مىنشينم؛ بهتر مىتوانم مطلب بنويسم. دفتر را اين طورى روى پايم مىگذارم و مطلب مىنويسم.
بعد از صرف چاى از حاجآقا پرسيدم:
- اسم اين كتابها كه اطراف هست، چيست؟
- اين يكى قرآن كريم، اين يكى خواصالايات، اين يكى ختومالاذكار، آن چند تا را هم خودت نگاه كن.
- اين ورق كاغذ كه نوشتهاى، چيست؟
- شعرى است كه در مكه نوشتم و هنوز پاكنويس و اصلاح نكردهام.
- اجازه هست شعر شما را بنويسم؟
- البته، ولى هنوز فرصت نكردم دوباره خوانى و اصلاح كنم.