158خداوند در معراج مىفرمود: «اى محمد نعلينت را در بياور كه به وادى مقدس پا نهادهاى.»
اين راز در انسانهاى معمولى و گياهان هم هست و چه شگفتانگيز هم!
همه شنيدهايم كه ميوهاى كه در كوير به عمل مىآيد شيرينتر و خوش طعمتر است و گلى كه در كوير مىرويد، معطرتر و خوشبوتر و خوشرنگتر است.
يك روحانى هم بالاى منبر مىگفت: «نگاه كنيد همين نان را، تا زمانى كه گندم است، اصلاً مهم نيست كه زير دست و پا بيفتد. وقتى هم آرد شد. باز هم مهم نيست. وقتى كه با آب هم مخلوط شد باز هم چندان مهم نيست. ولى وقتى پخته شد، آتش ديد، رنج ديد، رياضت كشيد، آن وقت نان مىشود و نان مقدس است، پا نبايد روى آن گذاشت. اگر زمين بيفتد، بايد برداشت و بوسيد، اين همه عزّت را، او از شدت حرارت آتش كسب كرده. او در درون تنور، رياضت كشيده و قرب و منزلت پيدا كرده.
كاش كه نويسندگان و دانشمندان ما در اين زمينه بيشتر تحقيق كنند.
محمد(ص) چه مىديد؟
محمد صلى الله عليه و آله چه مىديد؟
اتوبوسهاى نسبتاً شيك و مدرن به طرف جدّه حركت كردند.
ساعت حدود 5/5 بعد از ظهر بود. هر جاى ديگر دنيا مىبود، از خوشحالى در پوست نمىگنجيدم كه به منزلم و كنار خانوادهام برمىگردم.
به ويژه بعد از يك روز بسيار پر تلاش و پر جنب و جوش، حالا مىبايست راحت روى صندلى اتوبوس لم مىدادم و از مسافرتم لذت مىبردم. ولى خودم را خوب مىشناختم كه به محض حركت اتوبوس چه حالى به من دست خواهد داد. لذا در كنار پنجره نشستم تا به بهانۀ نگاه كردن به بيرون