138گريستم! كه بايد هم بگريم! بايد همه گريه كنند. اين جا جاى گريه است، جاى تضرع است.
خدا را شكر! عجب به موقع بود! اين آيه، عجب سند خوبى بود براى آن چه چند ساعت قبل فكرش را مىكردم! بله، ظاهرش اين است كه «خدا آسمان و زمين را در 6 روز آفريد!» «شش روز خدا!» خدايا تو به همين راحتى اين آيه را تسلى بخش دلم قرار دادى، هر چند كه هيچ از آن نمىدانم! اگر هم فكر مىكنم كه چيزى مىدانم، در حد هيچ است. ولى تو قانعى! حتى استنباط را هم كه در حد هيچ است مىپذيرى! اى كه قانعترينى!
خداوند آسمان و زمين را در شش روز آفريد، حالا اين روزها به حساب ما چقدر است؟!
12 ساعت؟ 24 ساعت؟ 24 هزار ميليون سال! و يا...
مىگويند عمر كهكشانها حدود 15 ميليارد سال و عمر زمين چيزى حدود 5 ميليارد سال است. پس در 15 ميليارد سال قبل خداوند اراده كرده كه بشود و شد. اولين انفجار به وجود آمد و نور به ماده تبديل شد! و ميلياردها گوى ابر مانند به وجود آمد كه هر يك با سرعتى خارج از عقل و دركمان در فضاى لايتناهى حركت كردند، آن روز، روز اول بود!
يك تا يك و نيم ميليارد سال بعد دومين انفجار و هر گوى باز به ميلياردها قطعه و اين ميليارد گوى در فضا و با سرعت به پيش! آن روز روز دوم بود! و به اين ترتيب هر 1 تا 2 ميليارد سال يك انفجار! تا اين كه سرانجام در روز ششم كه به حدود 5 ميليارد سال قبل مىرسد، آخرين انفجار انجام شد و آفرينش از التهاب و شتاب اوليه كمى آرام گرفت و نظمى به وجود آمد و منظومهها تشكيل گرديد، كه از ميان آن همه يكى