69مىدارد. و در آنچه در وطن به جا مىگذارد، به رضاى خدا معامله نمايد و در نفس خود بداند كه خداى تعالى از آنچه به جا گذاشته و چگونه به جا گذاشته است، پرسش خواهد فرمود و او جز در روز قيامت به سوى آنها، برنخواهد گشت، و آنها را ملاقات نخواهد نمود و ديگر آنكه از هر كس كه او را مىشناسد، حليّت بطلبد و با اين سفر، سفر آخرت خود را يادآور شود».
و چه زيبا گفته است، مرحوم بهارى همدانى رحمه الله كه:
«[ حجگزار] از خانۀ خود حركت نكند، مگر اينكه نفس خودش را در هر چه با خودش برداشته، با جميع رفقاى خود و اهل خانه و هر چه تعلّق به او دارد، امانتاً به خالق خود - جلّ شأنه - بسپارد، با كمال اطمينان دل، از خانه بيرون رود؛ فانّه جلت عظمته نعم الحفيظ و نعم الوكيل و نعم المولى و نعم النصير». 1
سيد عبداللّٰه شبّر نيز سفر حج را تشبيهِ به سفر آخرت كرده و گفته است:
«حاجى در حال خروج از شهر، بايد بداند كه از خانواده و وطنش جدا شده، به سوى خدا در حركت است و راهى سفرى شده كه با سفرهاى دنيا مشابهت ندارد. آن گاه از خود بپرسد: چه مىخواهد؟ به كجا مىرود؟ و قصد ديدن چه كسى را دارد؟ و بداند كه سفر آخرت و جدايى خانواده و وطن، مفارقتى است كه بازگشت ندارد». 2
حجت الاسلام غزالى، رشيد الدين ميبدى و نايب الصّدر شيرازى،