142داشته باشد، بر حصول مراداتش؛ زيرا كه روز شريف، و موقفِ عظيم، و نفوس مجتمع، و قلوب به سوى الهى منقطع، و دستهاى اوليا و غيرهم به سوى او - جلّ شَأنه - بلند شده، و گردنها به سوى او كشيده شده، چشمها از خوف او گريان و بندها از ترس او لرزان و روز، روز احسان، و ابدال و اوتاد در محضر حاضر. بناى سلطان بر بخشش و انعام و همچنين روز خلعتپوشى صدر اعظم دولت عليه عَجَّلَ اللّٰهُ فَرَجَه وسَهَّل مَخْرَجَهَ [ است] . در چنين روزى استبعاد ندارد، حصول فيض به اعلا مدارِجه بالنّسبه به كافۀ ناس و خلايق. آيا گمان به خالق خود دارى كه سعى تو ضايع گرداند، يا اينكه منقطع شدهاى از اهل و اولاد و وطن. آيا رحم نمىكند غربت تو را ماهٰكَذَا الظَّنُّ بِهِ وَلا المَعْرُوفُ مِن فَضْلِه [ \ چنين گمانى به او نيست و آنچه از فضل او معروف است، اين نيست] و از اينجاست كه در حديث وارد شده [ است] : «من اعظم الذُّنوبِ ان يَحْضُرَ العَرَفاتِ ويَظُنَّ انَّهُ لايُغْفَرُ لَهُ». 1
عارف ربّانى ملّا احمد نراقى نيز نويسد:
«[ حجگزار] چون به عرفات حاضر شد، نظر به ازدحام خلايق كند و ببيند كه مردمان به لغتهاى مختلف، صداها بلند كردهاند و هر يك به زبانى به تضرّع و زارى مشغولند و هر كدام به طريقۀ امام و پيشواى خود، آمد و شد مىكنند، [ پس] ياد آورد عرصۀ قيامت و احوال آن روز پر هول و وحشت را و پراكندگى مردمان را در آنجا، حيران و سرگردان و هر امّتى بهگرد پيغمبر وامام خودجمع شده وچشم شفاعت بر او انداخته. پس چون به اين فكر افتاد، دست تضرّع بردارد و با نيت خالص به درگاه خدا بنالد كه