106گناه نكرد، بداند كه حجّش مورد پذيرش خداوند است و اگر باز گناه انجام مىدهد، نشانۀ آن است كه حج او مردود است. 1 اين معنا در ساير عبادتها نيز هست؛ مثلاً قرآن كريم دربارۀ نماز فرموده است: «إِنَّ الصَّلاٰةَ تَنْهىٰ عَنِ الْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْكَرِ»؛ 2 نماز يك حقيقتى دارد كه جلو ارادههاى زشت را مىگيرد، گر چه خودِ نماز يك امر اعتبارى است. ليكن حقيقت آن يك امر تكوينى است. اگر كسى بخواهد كارى را انجام دهد، مبادى نفسانى دارد، تصور و تصديق و شوق و عزم و اراده و مانند آن پيدا مىشود، همۀ اينها جزء امور تكوينى هستند.
نماز براى نمازگزار يك نقش تكوينى دارد. انگيزهها، ارادهها، شوقها، تصميمها و عزمهاى او را تعديل مىكند كه نسبت به خير مصمّم باشد و نسبت به شرّ تصميم نگيرد. چيزى كه در محور تصميمگيرى انسان سهم تكوينى دارد، حقيقت نماز است. آنچه كه در انسان شوق به شرف و شرع و فضيلت ايجاد مىكند، حقيقت نماز است. همين معنا در حج نيز هست. اين روح حجّ است كه امر تكوينى است و جلوى تصميمها و ارادههاى زشت را مىگيرد.
روح و جان كعبه ولايت است
بايد بگوييم كه كعبه و حرمتش، زمزم و شرافتش، صفا و مروه و صفايش، قربانگاه و تقواى قربانىاش، رمى جمرات و طرد شيطانش،