104قرآن كريم گوشهاى از اسرار را در جريان قربانى بيان كرده است و دربارۀ ساير مناسك حج هم مىتوان مشابه آن را استنباط كرد. در جريان قربانى فرمود: كارى را كه در جاهليت انجام مىدادند، روا نيست و شما هم كه قربانى مىكنيد بدانيد كه گوشت و خون قربانى به خدا نمىرسد به اين خونها و اين گوشتها تبرك نجوييد؛ «لَنْ يَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰكِنْ يَنٰالُهُ التَّقْوىٰ مِنْكُمْ .» 1 يعنى اين عمل ظاهرى دارد و باطنى. ظاهرش آن است كه كسى گوسفندى را ذبح مىكند و آن گوشتى دارد و خونى.
قداست از آنِ تقوا است نه گوشت و خون. آنچه به خدا مىرسد گوشت و خون نيست كه شما گوشت اين قربانى را به ديوارِ كعبه آويزان كنيد يا خون اين قربانى را به ديوار كعبه بماليد. آنچه كه از اين عمل به خدا مىرسد، باطن و روح اين عمل است (يَنٰالُهُ التَّقْوىٰ مِنْكُمْ) قربانى حقيقتى دارد بنام تقوا كه اين به خدا مىرسد.
مسألۀ رمى جمرات نيز چنين است. سنگها و رمىها، هيچكدام به خدا نمىرسد. در اينجا آنچه به خدا مىرسد تبرّى از عدوّ الهى و دشمن خدا است.
طواف اطراف كعبه و نماز پشت مقام، سعى بين صفا و مروه و شُرب آب زمزم و دهها عمل واجب و مستحب كه در مسألۀ حج و عمره مطرح است، هيچكدام از اينها به خدا نمىرسند، مگر روح آنها و روح آنها همان سرّ حج است. منتهى سرّ، گاهى در عالم برزخ ظهور مىكند و گاهى بالاتر از برزخ. گاهى كم ظهور مىكند و گاهى زياد. و خودِ حاجى واقعى