99و مال دشمنان خون آشام خود، روشن مىگردد. و خواهيم ديد كه آن مرد بزرگ، با روشن بينى خاصى پس از پيروزى عظيم، جنايات قريش را ناديده گرفت، و عفو عمومى را اعلام نمود. اينك آغاز مطلب:
در سال هشتم هجرت، قراردادى ميان سران قريش و پيامبر بسته شد، كه به امضاء طرفين رسيد. مادۀ سوم آن حاكى از اين بود كه:
مسلمانان و قريش مىتوانند با هر قبيلهاى پيمان ببندند. براساس اين ماده، قبيلۀ «خزاعه» با مسلمانان همپيمان شدند و پيامبر اسلام دفاع از آب و خاك و جان و مال آنان را به عهده گرفت: و قبيلۀ «بنى كنانه» كه از دشمنان ديرينۀ قبيلۀ «خزاعه» و هم مرز آنان بودند، با قريش همپيمان گشتند. اين جريان، با بستن يك قرارداد صلح دهساله كه حافظ امنيت اجتماعى و صلح عمومى در نقاط عربستان بود، پايان پذيرفت.
طبق اين قرارداد، طرفين نبايد بر ضد يكديگر قيام مسلحانه نمايند، و يا همپيمانان خود را بر ضد همپيمان طرف مقابل، تحريك كنند. دو سال از آغاز اين قرارداد گذشت، و طرفين در صلح و رفاه، و امنيت بسر مىبردند؛ تا آنجا كه مسلمانان در سال بعد با كمال آزادى، به زيارت خانۀ خدا رفته و مراسم مذهبى و وظائف اسلامى خود را در برابر ديدگان هزاران دشمن بتپرست انجام دادند.
پيامبر در ماه «جمادى الاولى» سال هشتم، يك هنگ سه هزار نفرى را به فرماندهى سه تن از افسران ارشد اسلام، به كرانههاى شام براى سركوبى عمال روم - كه مبلّغان بىپناه اسلام را ناجوانمردانه كشته بودند - اعزام نمود. سپاه اسلام در اين مأموريت اگرچه جان به