92ظاهر - اسلام آوردند. در رأس اين گروه معاوية بن ابوسفيان قرار داشت كه از طرف خليفه دوم عهده دار ولايت شام بود. مردم آن سامان كه با پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حشر و نشر نداشتند اسلام را از ديد معاويه مىشناختند و حكومت او را نسبت به سلطنتهاى خودكامۀ پيشينيان كه دست نشاندۀ ايران يا روم بودند، مطلوب مىديدند.
معاويه كه در كمك به عثمان سستى كرده بود، حالا كشته شدن عثمان را بهترين فرصت براى نيل به آرزوى ديرينه خود مىدانست.
از اين رو پيراهن عثمان را در مسجد آويخت و علم خون خواهى برافراشت. آن گاه با جمع كردن افراد كاردان و مطيع (كه در بين آنان، شكست خوردگان جمل و سردمدارانى كه در زمان عثمان به نوايى رسيده بودند نيز وجود داشتند) سپاهى بزرگ براى جنگ و قيام مسلحانه عليه اميرالمؤمنين عليه السلام فراهم كرد و جنگ صفين را به وجود آورد.
جناح مارقين
در بحبوحۀ جنگ صفين كه چيزى نمانده بود لشكر اسلام به پيروزى نهايى برسد، معاويه با مشورت عمر و عاص به نيرنگى ماهرانه دست زد و دستور داد سپاهيانش قرآنها را سر نيزه كنند و مسئله حكميت قرآن را مطرح كنند بدين وسيله، عدهاى از سپاهيان ساده انديش اميرالمؤمنين عليه السلام فريب خورده و از ادامۀ جنگ دست كشيدند و اعلام نمودند كه با قرآن جنگ نخواهند كرد. اين عده جاهل و ساده انديش از ادامه جنگ با معاويه خوددارى و اميرالمؤمنين عليه السلام را