41طريق برقرارى ارتباط به منظور ايجاد دگرگونى در بينش و رفتار او و بر سه عنصر اصلى «پيام دهنده»، «پيامگيرنده» و «پيام» مبتنى است. نكتۀ قابل ذكر اينكه در تبليغ، تنها پيامرسانى منظور نيست بلكه «اقناع و ترغيب» مخاطب نيز نهفته است. برخى در اينباره گفتهاند: «كلّيۀ اقدامات مؤثر در عقيده، تصور و تصميمگيرى فرد فردِ انسانها يا گروهى از انسانها را مىتوان تبليغ گفت، به اين شرط كه انسان يا انسانها مشتاقانه به سوى هدفهايى كه براى آنها تبليغ شده است كشانيده شوند» 1 كه به نظر مىرسد اين شرط را نمىتوان در تعريف تبليغ جاى داد.
براى هر يك از واژههاى پيشگفته تعريف يا تعاريفى آوردهاند كه اينجا در صدد تفصيل آن نيستيم. 2
اما تعريف تبليغ از ديدگاه اسلام؛ در اين باره مىتوان گفت: رساندن پيام خداوند به مردم، به عنوان يك تكليف الهى، با محتوايى برگرفته از مبانى وحى، با هدف اتمام حجت و هدايت انسانها به سوى كمال بر اساس حكمت و منطق و به دور از تحريف و تزوير. حضرت امامخمينى قدس سره دربارۀ تبليغ فرمودهاند:
«تبليغات كه همان شناساندن خوبىها و تشويق به انجام آن و ترسيم بدىها ونشاندادن راهگريز و منع از آن است، از اصول بسيار مهم اسلام عزيز است.»
تبليغ قرآن «بلاغ مبين» است. بلاغ مبين بر سه اصل استوار است:
«ارتباط»، «تعريف» و «اقناع» و بدينگونه سه قاعده اساس تبليغ در فرهنگ معاصر را شامل مىگردد كه عبارتند از: «ارتباط»، «نشر معلومات» و «دليل قانع كننده». از نكتههاى قابل ذكر اين است كه بدانيم تبليغ