100بايد از ماهيت بذر و استعداد و زمين و آب و هوا و موقعيت و فصل و آيين رشد و نگهدارى تا بهدست آمدن محصول و... بهخوبى آگاه باشد تا تلاش و كوشش و سرمايهاى كه در اين كار مىگذارد هدر نرود.
يا چونان طبيبى است كه بايد حال بيماران خود و چگونگى مداوا و معالجه را بداند تا بتواند به سلامت و بهبودى آنان اميدوار باشد.
امير مؤمنان عليه السلام در توصيف پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و راه و روش تبليغى آن حضرت، با استفاده از اين مثال مىفرمايد:
«طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْأَحْكَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ، يَضَعُ ذَلِكَ حَيْثُ الْحَاجَةُ إِلَيْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْيٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَةٍ بُكْمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ وَمَوَاطِنَ الْحَيْرَةِ». 1
«او طبيبى بود كه با طب خود به سير و سياحت پرداخت (پزشك سيار)، مرهمها ساخت و وسيلۀ داغ كردن (جراحى) آماده نمود تا هر جا، به هركدام نياز بود اعمال كند و در مورد قلبهاى كور و گوشهاى كر و زبانهاى گنگ بهكار گيرد و داروى شفابخش غفلت و حيرت را به مصرف رساند.»
نكاتى كه در سخن اميرالمؤمنين عليه السلام شايان توجه است:
1 . طبيب نفوس و قلوب، پيامبرگرامى صلى الله عليه و آله در مقام تبليغِ رسالت و نجات دادن انسانها به انتظار بيماران نمىنشيند؛ زيرا بسيارى از بيماران اعتقادى و اخلاقى به بيمارى خود توجه ندارند تا در جستجوى طبيب معالج باشند. در اينجا بايد طبيب روحانى به سراغ بيماران برود. اين طبيب سيّار از سوى خداوند مأمور است بهپا خيزد وجامۀ عزلت بدور افكند و