207يافتى انجام دادى... به طور مسلّم اين امتحان بزرگ و روشنى است، ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم و نام نيك او را در امّتهاى بعد باقى گذاشتيم... 1
بر اين اساس، وقتى ابراهيم خليل عليه السلام در خواب مىبيند، كه فرزند خويش اسماعيل را ذبح مىكند و اين خواب سه شب (شب هشتم و نهم و دهم) براى او تكرار مىشود، آن رؤياى صادقه را يك دستور الهى مىداند، آن را با فرزند در ميان مىگذارد و اسماعيل 13 ساله هم اين خواب را يك فرمان الهى مىداند و با يارى جستن از خدا، تن به تسليم مىسپارد.
به هر حال، ابراهيم عليه السلام ، اسماعيل نوجوان را با تدبير، از مادرى كه يك فرزند بيش ندارد، جدا مىكند، از شهر او را به درّۀ «مِنا» مىآورد، طرف راست صورت او را براى ذبح روى خاك مىگذارد و يا جبين به صورت او نمىنهد و پدر و پسر آمادۀ ذبح مىشوند، كه ندا مىرسد: قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيٰا... 2 و آن گاه طبق بيان امام باقر عليه السلام ، «قوچى» از آسمان به زمين مىآيد 3 و طبق بيان امام رضا عليه السلام ابراهيم آن قوچ را فداى اسماعيل مىگرداند و اين قربانى در «منا» براى همگان تا روز قيامت، يك سنّت و تكليف مىگردد. 4
امّا بايد توجّه داشت، كه قربانى كردن فرزند نوجوان در «منا» كار