80آنان فقر مىبارد. اختلاف بين آنان بيداد مىكند و همۀ طوايف مسلمانان زير بار زنجير سنگين استعمارگران دست و پا مىزنند و در تمام شؤون زندگى دست نياز و گدايى به طرف بيگانگان دراز كردهاند.
اما در صدر اسلام، آن لحظۀ پرشكوهى كه اولين آيۀ قرآن مجيد در حريم مقدس كعبه در كنار غار حرا بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، مردم در تمام زواياى زندگى دچار فساد و گرفتار شيطنت بودند.
انحراف در تصور مسئلۀ حيات، سستى عقيده و ايمان، كژى خلق، بىنظمى در شؤون زندگى، فسق در عمل، آلودگى در مسائل نفسى، گسيختگى نظام اجتماعى و خانوادگى، گريبانگير مردم زمان بود.
متلاشى بودن نظام اخلاق، ظلم و بيدادگرى، قتل و غارت و تجاوز، به اسارت كشيدن انسانها براى اشباع تمايلات حيوانى، روى گردانى از علم و دانش، دورويى و نفاق، بىعفتى و دزدى، قماربازى و شرابخوارى، مسائلى بودند كه انسان با آنها روبرو بود.
در اين ميان ملت عرب از هر ملتى فاسدتر و در برنامههاى زندگى از همه رسواتر و روزگارشان از همۀ جوامع تيرهتر بود.
در ميان تمام مناطق عربنشين، مردم مكه از همه فاسدتر و در تيرهبختى از همه بيچارهتر بودند.
ولى قرآن مجيد به تدريج تمام اين مفاسد را معالجه كرد و از مردم تيرهبخت زمان نزول وحى، مردمى سعادتمند، عالم، بزرگوار و در يك كلمه شجرۀ طيبه ساخت. مردم تيره روزگار غفلت زدۀ جاهل، با روى آوردن به قرآن و عمل به اين كتاب به جايى رسيدند كه بزرگترين قدرت را در جهان آن روز تشكيل دادند و در تمام جهان نداى علم و فضيلت سر