76الهى تبديل مىكنند.
دو قطعه پارچۀ سپيد به نام لباس احرام، عاريتى بودن لباسهاى فاخر و رنگارنگ معمولى را براى انسان قابل درك مىسازد، همين دو قطعه پارچۀ سفيد به خوبى مىتواند اثبات كند كه حيات را نبايد قربانى وسيلۀ حيات نمود.
آدمى با جملۀ : « لَبَّيْكَ اللّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ. » مىتواند عقدههاى حقارتى را كه يك عمر روان او را مختل نموده است، دريابد و مرتفع سازد و ارزش و عظمت موجوديت خود را لمس كند ؛ زيرا او با اين لبيك پاسخى به دعوت الهى به سوى خود مىدهد.
با اين ذكر روحانى سازنده وابستگى خود را به خداوند اعلا كه او را به سوى خود خوانده است، درك مىكند.
پس اين بىنهايت كوچك شايستگى تماس با آن بىنهايت بزرگ را داراست كه اين صدا را در گوش او طنينانداز كرده است:
بازآ بازآ، هر آن كه هستى بازآ
آدمى، با طواف خانۀ خدا كه ظاهراً چيزى بيش از چند سنگ روى هم نهاده نيست، مىتواند شفافيت در و ديوار عالم طبيعت را كه پردههاى كميت و كيفيت روى آن را پوشانده است، دريابد و بداند كه همين سنگها در مقابل روح سبكرو و بلند پرواز آدمى، تيرگى و سختى خود را كنار مىگذارد و به شكل رصدگاهى براى نظاره و گرايش به بارگاه ربوبى برمىآيد.
بزرگترين حقيقتى كه دو ركعت نماز مقام ابراهيم تعليم مىدهد، اين است كه معبدى كه در روى زمين بنا مىشود و جايگاهى كه كاملترين