51
[ ثُمَّ اغْسِلْ بِماءِ التَّوْبَةِ الْخالِصَةِ ذُنُوبَكَ وَألْبِسْ كِسْوَةَ الصِّدْقِ وَالصَّفاءِ وَالْخُضُوعِ وَالْخُشُوعِ ]
توبۀ خالص، شرط سفر حج
سفر بسيار مهمى در پيشدارى، نتيجۀ اين سفر دخول در حرم قدس دوست و ملاقات با حضرت اوست، ورود به آن حريم معنوى و رسيدن به نقطۀ باعظمت لقاى او، كار هر كس نيست، اين سفر و نتيجۀ آن كه وصول به مقام لقا است مقدماتى لازم دارد، اولين مقدمه آن پاك شدن از گناهان نهان و آشكار به وسيلۀ آب توبۀ خالص است؛ پس به حقيقت توبه كن، توبهاى كه قابل پذيرش دوست باشد و تو را از تمام گناهان اخلاقى و عملى و مالى پاك كند، كه اگر بدين صورت توبه نكنى، به حريم حضرت يار راه نمىيابى، از لقاى آن حضرت محروم خواهى ماند و از سفر خويش جز خرج كردن مقدارى مال و خستگى راه، چيزى نصيبت نخواهد شد.
به طواف كعبه رفتم به حرم رهم ندادند
كه تو در برون چه كردى، كه درون خانه آيى؟
امروز اين سفر به نظر آسان مىآيد: انجام مراسم و مناسك و اعمال با آسايش و رفاه كامل طى چند روز و بازگشت به شهر و ديار؛ ولى اين حج نيست، حج اگر از ديدگاه قرآن و روايات به خصوص آيات و روايات عرفانى - بررسى شود، درياى پرموجى از معنويت به نظر مىرسد كه ساحلش ناپيداست؛ سفرى كه پايانش مهمانى حضرت حق است و هر كس به طور عادى لايق اين مهمانى نيست.
مهمان بايد داراى شرايطى باشد كه لياقت حضور براى او محقق گردد و آن شرايط يا آن مقدمات به فرمودۀ امام صادق عليه السلام عبارت است از غسل فكر و نفس با توبۀ خالص و پوشيدن لباس صدق و صفا و خضوع و خشوع.
در اينجا لازم است به واقعيتهاى اين سفر و مناسك آن اشاره رود تا بر زائران بيت يا در حقيقت زائران صاحب بيت معلوم شود كه كجا مىروند و براى چه مىروند و به خاطر كه مىروند.
در اين زمينه ناصر خسرو قصيدۀ زيبايى دارد كه ذكر آن قصيده خالى از لطف نيست.
حاجيان آمدند با تعظيم