115مىتواند جوانب تاريك حيات را روشن كند. حج قبل از اين كه يك امر عقيدتى يا دستور مذهبى يا سنت الهى باشد يك فرمان آموزشى و تربيتى و يك عامل بسيار مؤثر و مهم براى تحرك در همۀ شؤون وجود است.
خداوند مهربان به بندۀ با اخلاص و عبد ارجمندش ابراهيم عليه السلام دستور داد تا مردم را براى طواف آن حريم بخواند، باشد كه از اين فيض عظيم الهى بهره گرفته و سود بىنهايت برند.
خانۀ خدا يك آزمايشگاه است و بايد از اولين نفر زائر تا آخرين فردشان در اين مركز معنوى آزمايش شوند.
اين خانه از سنگهاى سياه بىآلايش، بدون زينت و نقش و نگار بنا شده، تا از طريق بهجا آوردن اعمال ظاهر و باطن و انجام مناسكش، مردم از كششهاى مادى غلط و جاذبههاى شيطانى رها شوند.
قرار داشتن خانۀ حق در دامنه كوهها، سراشيب درهها، كنار بيابان داغ و سوزان و صحرايى بدون آب و علف و در ميان ريگزار و سنگستان، خود يكى از اسرار است و شايد سرّ آن اين باشد كه مردم را با جلب به آنجا از غرق شدن در زرق و برقهاى پوچ رهايى دهند و به آنان بفهمانند كه اگر مادىگرى صرف، اساس حيات بود، بايد جلوههاى مادى پيرامون حرم از همه جا بيشتر مىشد.
آرى، اين امكان بود كه آن خانه را از زمرد سبز، ياقوت درخشان، لؤلؤ و مرجان و طلاى ناب و نقره بنا كنند، اما اين ساختمان با توجه به معانى بلند مناسكش، ميدان سينه را از تصرف شيطان خالى كرده و كوشش و تلاش آن دشمن خطرناك را براى از بين بردن شخصيت معنوى انسان خنثى مىكند.