347همچنين در معالى السبطين آمده است: «وَخَيْرُ الخَلْقِ وَسَيِّدَهُمْ بَعْدَ الحَسَن أخوهُ ابني الحُسين» . حال آيا مىتوان پذيرفت كه امام حسين عليه السلام به حركت ناخواسته، نادانسته و نامعلوم، تن در داده است؟!
امام محمد باقر عليه السلام مىفرمايند: امام حسين عليه السلام از مكه نامهاى به برادرش - محمد حنفيه - نوشتند و خاطر نشان ساختندكه: «فإنّ من لحق بي استشهد و من لم يلحق بي لم يدرك الفتح»؛ 1 «البته كسى كه مرا همراهى كند، شهيد خواهد شد و كسى كه به من ملحق نگردد فتح و پيروزى را نخواهد يافت.»
نيز در نامهاى ديگر، از كربلا به او نوشتند: «فَكَأنَّ الدُّنيا لَمْ تَكُنْ وَكَأنَّ الآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ»؛ 2«دنيا در ديدهام هيچ و ناپايدار و آخرت در نظرم جاودانه است.»
امام عليه السلام در اين نامه، اشتياق خود به آخرت و چشمپوشىاز مظاهر زندگى دنيوى را به برادرش خاطرنشان مىسازند.
امّسلمه، همسر پيامبرخدا صلى الله عليه و آله در مدينه، تلاش كرد تا امام را از حركت به سوى عراق باز دارد و منصرف كند، مورخِ معروف، مسعودى، در كتاب پرارج خود، اثباتالوصيه، در باب زندگى امام حسين عليه السلام مىنويسد: هنگامى كه امام عليه السلام عازم خروج از مدينه شد، امّسلمه به ديدار او شتافت و وى را از رفتن بهسوى عراق، برحذر داشت؛ و آنگاه كه امام راز آن را از او جويا شد، پاسخ داد: از پيامبرخدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىگفت:
«يُقْتَلُ الْحُسَين ابْني بِالْعِراق» و افزود: رسول خدا صلى الله عليه و آله تربتى از آنجا را به من دادند و دستور فرمودند تا آن را در ميان شيشهاى نگهدارم. 3