342جملات به چشم مىخورد: «از حسين، عبداللّٰه بن عمر و عبداللّٰه زبير، به هرگونه كه وضعيت ايجاب مىكند، برايم بيعت بگير». 1
همچنين نامهاى ديگر، در پاسخ نامۀ خود - كه در آن وضعيت مدينه را گزارش كرده بود - از سوى يزيد دريافت كرد كه در آن آمدهبود: «وقتى كه نامه به دست تو رسيد، هرچه زودتر پاسخ آن را بنويس و اطلاعاتى از همۀ كسانى كه در اطاعت ما هستند و يا از اطاعت با ما سر باز مىزنند، همراه با سر حسين برايم بفرست!» 2
در دونامۀ فوق، قبل از هر چيز سخن از «حسين عليه السلام »، بيعت از او و يا فرستادن سر او به شام است! چرا اينگونه شدت عمل؟!
يزيد چرا نسبت به امام حسين عليه السلام اينهمه حساسيت نشان مىداد؟ راز مسأله را بايد در چند چيز جويا شد:
الف: توجّه قلبى مردم به امام عليه السلام ، چون آنان مىديدند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و صلحاى سلف به امام حسين عليه السلام عشق و محبت بسيار داشته و دارند و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: «حسينٌ منّي وَ أَنَا مِنْ حُسينٍ» و «أَحَبَّ اللّٰهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً». 3 و «حُسَيْنٌ مِنِّي وَأَنا مِنهُ أَحَبَّ اللّٰهُ مَنْ أَحَبَّ حسيناً، الحَسَنُ وَ الحُسينُ سِبْطٰانِ مِنْ الأَسْبٰاطِ». 4 و...
و اينها از مهمترين موانع پيشرفت خلافت يزيد بود. از اين رو، او بهگونهاى كاملاً شتابزده در صدد رفع اين مانع برآمد.
ب: وصيت امام مجتبى عليه السلام و تعيين برادرش امام حسين عليه السلام به امامت، پس