340مِنَ النّاسِ». 1
گروهى از مورّخان نوشتهاند: عثمان در يومالدار (روزگار محاصره) عبداللّٰه زبير را به عنوان خليفۀ خود انتخاب كرده بود 2 ابن زبير پس از هشت سال خلافت، توسط حجاج در مكه به دار آويخته شد و سر او براى عبدالملك مروان به شام ارسال گشت مادر او اسماء دخترابوبكر است كه پس از هفت روز از بهخاك سپارى عبداللّٰه درگذشت و در همين سال (پس از سه ماه) عبداللّٰه عمر نيز درگذشت.
* * *
عبداللّٰه بن عمر:
وى از بيعت با امير مؤمنان سرباز زد. در برخى از كتب تاريخى آمده است: عبداللّٰه عمر، پس از به دار آويخته شدن عبداللّٰهبن زبير، بر حَجّاج وارد شد و اظهار داشت:
«دست خود را دراز كن تا براى عبدالملك از طريق شما بيعت كنم؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»، 3 در اين هنگام حَجاج پاى خود را دراز كرد. عبداللّٰه گفت: آيا مرا مسخره كردهاى؟ حَجّاج پاسخ داد: اى احمقترين فرد قبيلۀ بنىعدى! «مٰا بٰايَعْتَ مَع علىٍّ وَ تَقُولُ الْيَوم: مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً أَ وَ مٰا كٰانَ عَلىٌّ امٰامَ زَمٰانِكَ؟» «تو با على بيعت نكردى و امروز حديث: «من ماتَ...» مىخوانى؟! مگر على امام زمان تو نبود؟» و افزود: «تو بهخاطر كلام پيامبر به اينجا نيامدهاى؛ بلكه اين بر دار رفتن عبداللّٰه زبير است كه تو را به اينجا آورده است» 4عبداللّٰهبن عمر، بهظاهر مردى زهدپيشه بود، او در دوران عمرش بهخاطر شرب خمر، شلاق خورد و عمر كه خليفۀ وقت بود، پسر خود را تازيانه زد. عبداللّٰه پس از شهادت امام حسين عليه السلام با هيأتى از مردم مدينه، به شام رفت ولى يزيد با ترفندى وى را رام ساخت و او