249
«يٰا جَدّٰاهُ ! انِّي نٰاعِيَةٌ الَيكَ أَخِي الْحُسَين». 1
«اى جدّ بزرگوارم، خبر شهادت برادرم - حسين - را با سوز و گداز برايت آوردم.» برخيز حال زينب خونين جگر بپرس
2
سكينه عليها السلام نيز در كنار قبر پيامبر صلى الله عليه و آله فرياد برآورد و با ناله گفت:
«يا جدّا، به تو شكايت مىكنم از آنچه بر ما گذشت. به خدا قسم! من سنگدلتر از يزيد نديدم و كافر و مشرك، جفاكارتر، خشنتر و بدتر از او نيافتم. او در حالى كه در برابرش نشسته بوديم، بر دندانهاى پدرم مىزد و مىگفت: «اين زدن را چگونه مىبينى اى حسين؟!». 3
رباب تنها همسر امامحسين عليه السلام كه در كربلا حضور داشت، 4 پس از بازگشت از كربلا به مدينه، هرگز زير سقف نرفت و هميشه در حزن و ماتم بود تا اينكه از دنيا رفت. 5
گرچه بعضى از مورّخان نوشتهاند كه رباب در كربلا با شيعيان اطراف آنجا، باقى ماند و به مدينه بازنگشت.