240و به حياتش خاتمه داده شد.
شعار پيشگفته پس از جنگ احُد خاموش بود تا اينكه واقعۀ كربلا بهوقوع پيوست، و يزيد در شام 1 و والى او در مدينه، كه به ظاهر مسلمان شده بودند، بار ديگر آن شعار را سرداند.
هنگامى كه خبر شهادت امام و يارانش؛ از جمله دو تن از پسران عبداللّٰه بن جعفر به مدينه رسيد، ابو السلاسل، غلام او، آزرده خاطر شد و گفت: آنچه به روز ما آورد كسى جز حسين نبود! عبداللّٰه بن جعفر با كفش خود بر سر او كوفت و فرمود: چه مىگويى؟ به خدا سوگند اگر در ركاب او بودم جان خود را فدايش مىكردم و افزود: آنچه در اين باره بر من وارد شد چيز مهمى نيست. او سپس در ميان ياران خود حضور يافت و گفت:
خداى را شاكرم كه با شهادت حسين ما را سربلند ساخت. 2
آرى، مؤمنان راستين شهادت را سربلندى مىدانند ولى كفار و منافقان، آن را خسران و زيانبار مىپندارند.
* * *
8 - اربعين حسينى
براى بررسى «اربعين حسينى» و يافتن پاسخ به اين پرسش كه: «آيا جابر برحسب اتفاق اربعين حسينى را در كربلا گذراند؟» توجه به نكات زير ضرورى است:
الف : خبر شهادت سيدالشهدا و يارانش بهگونۀ اى معجزهآسا، در همهجا بهخصوص در مدينه، انتشار يافته بود. 3