236جرئتتر و قوىدلتر و با صلابتتر و خلل ناپذيرتر در برابر كافران و شيرِ دلاور بود.
آنكه در جنگها هنگام بههم خوردن نيزهها و نزديك شدن پيشتازان جنگ، كافران را مانند سنگ آسيا، خرد مىكرد و مىكوبيد و مانند طوفان توفنده و در هم كوبنده، كه خار و خاشاك را در هم مىريزد، دشمنان را در هم مىريخت.
آنكه شير حجاز و يكّه سوار عراق، سردار مكّه و مدينه و خيف و منا و عقبه، بدر و احد بود.
آنكه يكّهتاز بيعت (تحت شجرۀ رضوان) و هجرت و آقاى عرب و پهلوان جنگ و وارث مشعر و عرفات و پدر دو نبيرۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله ؛ حسن و حسين عليهما السلام بود.
و اوست جدّم على بن ابىطالب عليه السلام .
أَنَا ابْنُ فٰاطِمَةُ الزَّهْرٰاءِ، أَنَا ابْنُ سَيِّدَةُ النِّسٰاءِ، أَنَا ابْنُ خَدِيْجَةُ الْكُبْرىٰ، أَنَا بْنُ الْمَقْتُولُ ظُلَماً، أَنَا ابْنُ الْمَجْزُورِ الرَّأْسِ مِنَ الْقَفٰاءِ، أَنَا ابْنُ الْعَطْشٰانِ حَتّىٰ قَضىٰ، أَنَا ابْنُ طريح كَرْبَلاٰءِ، أَنَا ابْنُ مَسْلُوبِ الْعَمٰامَةِ وَ الرِّدٰاءِ...
من فرزند فاطمۀ زهرايم. من فرزند خديجۀ كبرايم. من فرزند كسى هستم كه از روى ظلم كشته شد. فرزند كسى هستم كه سرش از قفا بريده شد. فرزند تشنهكامى هستم كه با لب تشنه به شهادت رسيد و پيكرش در زمين كربلا افتاده.
فرزند كسى هستم كه عمامه و عبايش ربوده شد و...
حضرت سجاد عليه السلام پيوسته سخن مىگفت و مردم مىگريستند. صداى ضجّه و گريه بلند شد. يزيد از ترس اينكه مبادا آشوب به پا شود، به مؤذّن گفت: اذان بگو.
مؤذّن فرياد زد: اللّٰه اكبر، اللّٰه اكبر.
امام سجّاد عليه السلام فرمود:
«لاٰ شَىْءَ أَكْبَرُ مِنَ اللّٰهِ»؛ «هيچ چيزى بزرگتر از خدا نيست.»
مؤذّن گفت:
«اَشهَدُ أَنْ لاٰ الَهَ إلَّااللّٰهُ».
امام سجّاد عليه السلام گفت: