217بعضى نوشتهاند او گفت: «هٰذِهِ زَيْنَبُ بِنْتُ عَلِيّ» ؛ ولى ابن اثير مىنويسد: كسى به سؤال ابن زياد پاسخ نداد و او سؤال خود را تكرار كرد. زنى از همراهان زينب عليه السلام لب به سخن گشود و گفت: «هٰذِهِ زَيْنَبُ بِنْتُ فٰاطِمَة عليها السلام » و همچنين شيخ مفيد 1 آورده است:
«هٰذِهِ زَيْنَبُ بِنْتُ فٰاطِمَة بِنْتُ رَسُولِاللّٰه صلى الله عليه و آله ». 2
علاّمه محسن امين در «اعيانالشيعه» 3 مىنويسد: ابن زياد به زينب عليها السلام نگريست و پرسيد: «كَيْفَ رَأَيْتِ صُنْعَ اللّٰهِ بأَخيكِ وَأَهْلِ بَيْتِكِ؟» ؛ «كار خدا را دربارۀ اهلبيت و برادرت چگونه ديدى؟»
زينب عليها السلام پاسخ داد:
«مٰا رَأَيْتُ إِلّا جَميٖلاً»؛ 4 «من جز شكوه و زيبايى (بندگى و ايثار) چيزى نديدم»
و بانگ زد و گفت:
«ثَكَلَتْكَ أُمُّكَ يَابْنَ مَرْجٰانَةَ»؛ «مادرت به عزايت بگريد اى پسر مرجانه.»
او چنان عبيداللّٰه را به محاكمه كشيد و شجاعانه سخن گفت و پاسخهاى دندانشكن به او داد كه عبيداللّٰه در يك عقب نشينى انفعالى اظهار داشت:
«هٰذِهِ سَجّٰاعَةٌ 5 وَلَعَمْري لَقَدْ كٰانَ أَبُوكِ شٰاعِراً وَ سَجّٰاعاً».
«به جان خودم سوگند ! كه اين زن سخنور است و البته پدر او نيز سخنور بود.» 6
بعضى نوشتهاند كه عبيداللّٰه گفت: او زن شجاع و قوى دل است و پدر او نيز