197اصابت كرد و از پشت بيرون آمد. 1 در اين حال بود كه فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله ».
در آخرين لحظات
امام حسين عليه السلام در آخرين لحظات، آنگاه كه تير سهشعبه بر سينهاش اصابت كرد، بر آسمان نگريست و فرمود: خداى من! تو مىدانى اين گروه مردى را به قتل مىرسانند كه برروى زمين پسر پيغمبرى جز او نيست. سپس با دست خويش آن تير را از پشت بيرون كشيد و از جاى آن تير، خون مانند ناودان سرازير شد. دستش را جاى جراحت گرفت، چون از خون پُر شد، آن را به سوى آسمان پاشيد (و از آن خونِ شريف قطرهاى به سوى زمين برنگشت). 2
كف دستش را بار ديگر پر از خون كرد و به سر و صورت و محاسنش كشيد و فرمود: «با سر و صورت خونآلود، همچنان خواهم ماند تا جدّم پيامبرخدا صلى الله عليه و آله را ديدار كنم و نام قاتلان خود را به او بگويم.»
در اين هنگام ضعف و ناتوانى بر آن حضرت چيره شد و از كارزار باز ايستاد، تا آنكه مالك بن يسر به حضرت دشنام داد و با شمشير ضربهاى برسر مباركش زد؛ چنانكه راوى مىگويد:
«كانَ عَلَيْهِ قُلُنْسُوَةٌ فَقَطَعَهٰا حَتّىٰ وَصَلَ السَّيْفُ إلىٰ رَأْسِهِ فَأدْمٰاهُ، فَامْتَلَأَتْ القُلُنْسُوَةُ دَماً»؛
«بهگونهاى كه كلاه آن حضرت شكافته شد و شمشير به سر مقدسش رسيد و خون از آن جارى گشت، و آن كلاه پُر از خون شد»
امام عليه السلام در حق او نفرين كرد و سپس آن كلاه پُر از خون را از سر مبارك انداخت و