158همصدا شوند، اقدام به دستگيرى و كشتار ياران آن حضرت كرد. عبيد اللّٰه ميثم و نيز مختار را در بند كرد و در 28 ذيقعدۀ (سال 60) ده روز پيش از حركت به سوى عراق، با وضعيتى سخت، به شهادت رساند.
بعضى از مورّخان مىنويسند: ده روز پيش از حضور سالار شهيدان - حسينبن على عليه السلام در كربلا، حدود 20 روز پس از شهادت مسلم و هانى، ميثم تمّار توسط عبيداللّٰهبن زياد در كوفه به شهادت رسيد. ميثم تمّار در ضمن سخنان خود گفته بود: به خدا سوگند، اين امت پسر دختر پيامبر را در دهم محرمالحرام خواهند كشت و دشمنان دين، آن روز را عيد خواهند گرفت و سپس براى امام حسين عليه السلام گريست. 1
ملاقات حبيب و ميثم
فضيل بن زبير گويد: ميثم تمّار و حبيب بن مظاهر در نزديكى محلّهاى از بنىاسد سواره با هم روبهرو شدند و با يكديگر به گفتگو پرداختند. آن دو، بهقدرى بههم نزديك شدند كه گردن اسبانشان، به موازات هم درآمد.
حبيب گفت: من پيرمرد اصْلَع (كسى كه موهاى قسمت پيشين سرش ريخته است) شكم بزرگِ خرما فروش را مىبينم كه (نزديكى دارالزّرق كوفه) به جرم حبّ و دوستى خانوادۀ نبوّت به دار آويخته شده و شكم او را دريدهاند و برچوبى آويختهاند.
ميثم گفت: پس من هم به تو خبر دهم از مرد سرخفامى كه داراى دوگيسوى آويخته از دو سوى چهره است. او را مىبينم كه از كوفه براى يارى فرزند دختر پيامبر خارج شده و با فداكارى بىمانندِ خود، به اين جرم شهيد مىگردد و سرش را در كوفه مىگردانند. 2
جمعى از شاهدان كه سخنان آنان (حبيب و ميثم تمار) را مىشنيدند گفتند: از اين دو، دروغگوتر نديديم. پس از آنكه آن دو رفتند. رشيد هجرى يكى ديگر از عاشقان على عليه السلام سر رسيد، سخنان آن دو را به او باز گفتند، او گفت: خدا رحمت كند برادرم ميثم