117
بى خود و بىزره به در آمد كه مرگ را
در بر برهنه مىكشم اينك چو نو عروس
1
عابس از كسانى است كه امام زمان (عج) در زيارت ناحيه، از او ياد كرده است:
«...اَلسَّلاٰمُ عَلىٰ عٰابِس بْن أَبِيشبيب الشاكري...». 2
11 - شوذب
روز عاشورا، عابس به دوست صميمى خود گفت: «اى شوذب! امروز چه در خاطر دارى؟» گفت: به نظر تو چه كنم؟ مىخواهم با تو در ركاب پسر دختر پيامبرخدا صلى الله عليه و آله بجنگم تا كشته شوم». 3 عابس گفت: گمان من نيز در مورد تو همين است.
شوذب از راهنمايىهاى عابس ممنون شد، بهسوى امام بزرگوارش شرفياب شد و سلام وداع را گفت و به ميدان رفت تا به فيض شهادت نايل آمد.
12 - وهب بن عبداللّٰه كلبى
در تاريخ عاشورا، از وهب بن عبداللّٰه كلبى به نامهاى متفاوتى ياد شده است؛ از جمله: وهب بن جناب كلبى؛ وهب بن جناح كلبى؛ وهب بن حباب كلبى، ليكن شهرت او به وهببن عبداللّٰه كلبى، بيشتر است (هر چند كه احتمال مىرود نامهاى فوق، از آنِ رجال برجستۀ ديگرى در تاريخ عاشورا باشد)؛ چنانكه نامهاى وهب بن وهب و وهببن كلب نيز در تاريخ عاشورا به چشم مىخورد.
اعلمى در دايرة المعارف مىنويسد: وهب پسر عبداللّٰه كلبى نصرانى (مسيحى) به همراهى همسرش نزد امام حسين عليه السلام آمدند و مسلمان شدند و با هم در كربلا به شهادت رسيدند. 4