116آنچه كه عاشقانه و مخلصانه بر زبان عابس جارى شد، در كربلا، در كردار و عملش نيز خودنمايى كرد؛ زيرا چيزى نگذشته بود كه امام حسين عليه السلام به كربلا گام نهاد و از جمله فداكارانى كه به آن حضرت ملحق شدند عابس بود.
عابس، در روز عاشورا درخشيد و برگى زرين در زندگانى خود به يادگار نهاد. او در عاشورا پيش از شهادت حبيببن مظاهر به رسم خداحافظى به محضر امام عليه السلام رسيد و اين چنين اظهار وفادارى كرد:
«... اى اباعبداللّٰه، در روى زمين از آشنا و ناآشنا، كسى عزيزتر از تو در نظرم نيست. اگر بتوانم، از هر راهى كه ميسّر باشد، از تو دفاع خواهم كرد. اى اباعبداللّٰه، خدا را شاهد مىگيرم كه در صراط هدايت تو و پدرت ثابتقدم هستم.» 1
سپس به سوى دشمن حمله برد.
عابس پيش از حبيببن مظاهر به لقاى پروردگار شتافت [ و حبيب پيش از اقامۀ نماز ظهر به شهادت رسيد ] . او قهرمانى است كه هيچيك از دشمنان، جرئت نداشتند تن به تن به جنگش بيايند. لذا عمر بن سعد دستور داد تا سنگاندازان، با سنگ به وى حمله كنند. او در كربلا بيش از دويست تن را به هلاكت رساند. بعضى از اسباب نبرد و ابزار دفاعى؛ مانند كلاهخود، زره و... را از تن بيرون آورد و به دشمن حملهور شد و سرانجام 2 در جنگى نابرابر جان باخت؛ زيرا دستجمعى به او حملهور شدند. 3
وقت آن آمد كه من عريان شوم