96دقيقاً مواظب باشد كه كوچكترين كلمۀ ناروا و رفتار ناپسند، از درشتگويى و ترشرويى، از او صادر نشود و چنين فرض كند كه همه نسبت به او، حقّ اذيّت دارند و او نسبت به احدى، حقّ آزار ندارد و همه را به حساب خدا بگذارد و جبران آن را از خدا بخواهد.
وقتى فكر اين چنين شد، تمام ناملايمات و دشوارىها در نظرش آسان مىآيد و هر تلخى در ذايقهاش شيرين مىشود و از تحمّل آزار ديگران نيز لذّت مىبرد و مىگويد:
به حلاوت بخورم زهر كه شاهد ساقى است
به ارادت بكشم درد كه درمان هم از اوست
جمال كعبه، چنان مىدواندم به نشاط
كه خارهاى مغيلان، حرير مىآيد