80مىشوند و با قدرت ايمان و قوّت يقين خود، شيطان ناپاك را بر زمين مىكوبند و لبّيكگويان، رو به خانۀ معبود مىروند و با نغمۀ توحيد و آهنگ عبوديّت خود، درّههاى سوزان حجاز را پر از سطوت و هيبت مىسازند و دنياى هوسباز شهوتآلود را در برابر نيروى تسليم و اخلاص خود مىلرزانند. آرى، پيروزى در اين امتحان است كه درهاى فضل و احسان خدا را به روى بندگان باايمان مىگشايد و موجبات عفو و بخشش او را فراهم مىآورد.
4- ابراهيم عليه السلام و صحنۀ امتحان عجيب خدا
فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قٰالَ يٰا بُنَيَّ إِنِّي أَرىٰ فِي الْمَنٰامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَرىٰ قٰالَ يٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِينَ ؛ فَلَمّٰا أَسْلَمٰا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ ؛ وَ نٰادَيْنٰاهُ أَنْ يٰا إِبْرٰاهِيمُ ؛ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيٰا إِنّٰا كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ؛ إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْبَلاٰءُ الْمُبِينُ 1.
هنگامى كه با او (اسماعيل) به مقام سعى و كوشش رسيد، (سيزده ساله شد) 2، گفت: پسرم، من
در خواب ديدم كه تو را ذبح مىكنم، نظر تو چيست؟ گفت: پدرم، هر چه دستور دارى اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت. هنگامى كه هر دو تسليم شدند و ابراهيم جبين او را بر خاك نهاد، او را ندا داديم كه: اى ابراهيم! آن رؤيا را تحقق بخشيدى و به مأموريت خود عمل كردى. ما اين گونه نيكوكاران را جزا مىدهيم. اين مسلّماً همان امتحان آشكار است.
راستى كه صحنۀ دشوار و تكليف عجيبى است. فرزندى محبوب و جوانى زيبا با قامتى افراشته و چهرهاى جذّاب و روحى مؤدّب، در قلب پدرى سالخورده و مهربان، جا گرفته و او را، از هر جهت مجذوب آراستگى صورت و سيرت خود ساخته است.
ناگهان، فرمانى لرزاننده و تكليفى طاقتفرسا و كمرشكن، از جانب حضرت معبود مىرسد كه بايد همين فرزند دلبند خود را، قربانى راه ما قرار دهى و او را با دست خود ذبح كنى.